تبليغاتX
گیل گمش
بودن یا نبودن....

بودن یا نبودن مسئله این است

 

جشنواره های تاتر بهانه ایست برای تقدیر از کسانی که در این راه قدم برمیدارند و انتخاب بهترین ها .

اگر از صلاحیتها و داوران و حق کشی ها بگذریم و همچنین  از فواید ، میرسیم به آسیبهایی که این سلسله جشنواره ها بر پیکر تاتر میزند.

اولین نکته ای که به آن میپردازیم ایجاد تاتر سفارشی ست . نویسنده ء نمایشنامه تبدیل میشود به تولید کننده اثر که این محصول فاقد هرگونه ارزش هنریست. چرا که اگریک اثر هنری حاصل جوشش درون و عرقریزان روح هنرمند باشد پس تکلیف این آثار مشخص است.

از تاتر دفاع مقدس و تاتر عاشورایی و تاتر بانوان و...که بگذریم میرسیم به تاتر رضوی که جز اتلاف بودجه و انرژی هیچ پیامد دیگری ندارد. صحبت از بودجه شد و مصوبات جدید و کاهش بودجه تاتر و این در حالیست که بخش اعظم همین بودجه باقی مانده صرف جشنواره های آیینی میشود. آیا الزامی هست که ما با داشتن چنین بودجه محدودی چنین برنامه هایی داشته باشیم. آیا این جشنواره های تازه ابداع شده میتواند کمکی به تاتر کشور کند؟

تاتر ما زیر ساخت ناسالمی دارد.

ما با کمبود مخاطب مواجه هستیم . همینطور کمبود سالن های استاندارد. و البته مهم تر از همه نویسنده نمایشنامه که اگر بخواهیم بشماریمشان انگشت هم اضافه میآوریم.

در مورد جشنواره دانشجویی و فجر و زنان  که بحثی نداریم . میرسیم به این  جشنواره های جدید و موضوعی که راه را برای تولیدات نامرغوب باز میکنند.

شاید این  جشنواره های مذهبی  و این فراخوانها بهانه ایست برای موجه کردن وجود تاتر در کشور، چرا که پس از انقلاب سالها تاتر مطرود و خاموش بود  و در این برهه از زمان برای بدست آوردن وجهه ء بین المللی وجود تاتر برای داشتن مملکتی دارای دموکراسی و هنر الزامی ست. پس تاتر را از منظر جدیدی  نگاه میکنند.

چنین جشنواره هایی بازتابی ندارد جز تاتر در خدمت تعزیه  و ای کاش تعزیه.

دوستی معتقد بود که ای کاش جشنواره ها ایرانی تر بود مثلا جشنواره تاتر فردوسی اما باز فرقی در اصل قضیه نمیکند . هنر سفارشی جز تقلا هیچ نیست.

ما به جای تحقیق و توسعه تاتر به همان که داشتیم قانعیم و ای کاش بخشی از این بودجه به تحقیق در مورد تاتر ایرانی اختصاص داده  میشد و به اصل خودمان میپرداختیم.

ما میتوانیم در مورد تمامی ائمه اطهار و واقعه های بعد از انقلاب جشنواره و همایش برپا کنیم اما اینها تنها اشخاص و رخدادهای مهم هستند و هیچ کمکی به اعتلای فرهنگ ایرانیان ندارند. ما به خوبی بزرگان دینی و حوادث بعد از انقلاب را میشناسیم و میدانیم ایران چه روزهای تلخی را گذرانده پس به جای دیدن تعزیه و پرچمهای سبز و معصومیتها و ستمها چه بهتر که قدم در راهی برداریم  تا مخاطب پس از خروج از سالن دقیقه ای فکر کند . تاتر تنها تفنن نیست حتا انجام وظیفه هنروران نیز نیست . تاتر با مغز و فکر  مخاطب در ارتباط است.

 

 

شادی باقی

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 21:52 توسط به تر تیب حروف الفبا و لا غیر |