گرایش ما ، فکر نکنم زیاد به سمت ِانبوهی و ارجاع به حاضرها و حیّ ها برود و این علی رغم اهمیّت ( به هر حال ) حیات و حضور ، وقتی فکر می کنی درباره ی تئاتر است . یعنی وقتی ما فکر به نبود ( و نه حتّی غیاب ) تئاتر در ایران می کنیم و فکر را توی وب می گذاریم ، پیش تر مستقر در فرضی جوهری انگار از تیاتر نیفتاده ایم . بلکه این جا دلایل و قرائنی انکار ناپذیر ، نامحتمل بودن رخ داد تئاتر را در این ملک و حوالی اشاره می کنند و اشاره را مؤکّد . آن چیزها با داعیه ی آن تاًکید خواهند آمد به چالش کشیدن مدّعیان مخالف . این را این من از سه من ِ این ما می گوید . این ها همه دعاوی ی گفت گوست . تا که باشد و
بفرما